نا خوشی هایت به جانم عزیز دل مادر!
برنای عزیزم،
آنفولانزا برای تن کوچیک و رنجورت ، سنگین بود و هر بغضی که از سر درد رو گلوت می نشست و هر اشکی که از چشمهای نازت می اومد، دلم هزار پاره می شد.
مدت کوتاهی از سرما خوردگی بهاره ات نگذشته بود که دوباره حالتهاش برگشت، آقای دکتر گفت که این یه آنفولانزای ویروسیه و بیشتر بچه های زیر یکسال دچارش شدند، اکیدا قدغن کرد که روی سطح صاف دراز بکشی و و گفت حداقل باید شیب زیر بالشتت 60 درجه باشه تا دچار تنگی نفس نشی و خدای نکرده بستری نشی، وقتی گفت اکثر بچه ها کارشون به بیمارستان می کشه بند دلم ریخت و تا خونه اشک امونم نمی داد، بابایی هم مثل من خیلی نگرانت بود، روزی دو دوز 2میلی گرمی زادیتن و دو بار قطره بینی داروی تو بود که خدا رو شکر حالت رو بهتر کرد و من دست به دعا برای سلامتی کاملت!
بهار با تمام زیبایی هاش برای تو و نیکی جون سخت شروع شد، انشالله تا همیشه سلامت باشی پسرکم!



نا خوشی هایت به جانم عزیز دل مادر! 
